بعد از یه مدت به سرم زد که آشپز خونه و کابینت و .... تمیز کنم. از این مایع های براق کننده و سفید کننده ریخت رو سر و صورت و چشام. چون خبرای اسید پاشی و این چیزا شنیده بودم خیلی ترسیدم پریدم رفتم زیر دوش نیم ساعت تمام . از شانس بد من، آب، سرد نبود.نیم ساعت همش به اسید پاشی فکر می کردم که چقدر وحشتناکه. چشم، بینایی .....
---------------------------------------
صبح با چشمانی قرمز راهی مدرسه شدم.
----------------------------------------
تعطیلات خوبی بود. خدا را شکر طبق برنامه یک هفته پیش خانواده موندم.
-----------------------------------------
با کشتی رفتم.همه با کلی بار و بنه تو صف ایستاده بودن یه خارجی یه گوشه نشسته یه کوله پشتی بزرگی هم داره.اصلا هم برای سوار شدن عجله ای نداره. یه خانم هم به لباسش گیر دادن.یه خانم چادرشو بهش داد تا بتونه سوار بشه.
----------------------------------------
از امروز دیگه هوا خوب شده. بهاری شده
ای وای الان خوبین
خب مواظب می بودین .
الان بچه ها کلی پشت سرتون خندیدن بتون
عه رفته بودین خارج ؟!!! چیا خریدین ؟
من اگه بودم چادرمو نمیدادم
اره به خیر گذشت./ یه مقداری خوراکی و شوینده و لباس / خدا خیرش بده چادرشو داد چون داشت کار بالا می گرفت
در استفاده از مواد شوینده مثل وایتکس خیلی باید مراقب بود چون اثرات مخربش روی دستگاه تنفسی طولانی مدته
اسیدپاشی واقعا تاسف انگیزه حتی این کار از کسایی که قتل می کنن هم بدتره طرف رو میکشن میره اما این زجر تا آخر عمر با طرف هست خدا باعث و بانیش هر کسی هست دستشو رو کنه و رسواش کنه
کنار خانواده بودن نعمت بزرگیه این چهار ماه فهمیدم که چقدر دوست دارم همیشه پیششون باشم اما حیف
ما ایرانی ها کارامون آبرو ریزیه همچین تو صف هل میدیم که انگار ریختن باید بریم جمع کنیم
آخری هم چه میدونم والا نه با برخورد موافقم هر کسی باید برای انتخاب ظاهرش آزاد باشه از ائنورم بعضی ها چنان زننده لباس می پوشن که تو هر کشوری هم باشن باهاش برخورد میکنن
خیلی طولانی شد دیگه ببخشید